سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم



























red rose

انگار بخشکد در گلو ؟!

چیزـے چنگ بزند تہ وجودت را

و تو از درون آرامـ آرامـ بسوزـے ...

بے آنہ دودـے بلند شود از اندامت ؟

بے آنکہ حتے بہ فکرکسے خطور کند

که دارـے تہ مےکشے؟!



بے آنکہ حتے بہ فکر کسے خطور کند

که دارـے تہ مےکشے؟!

مرا ببیـن !

شاید تو ببینے در مـن

کہ چگونہ دارمـ مے سوزمـ ...

حالا کہ کارـے از دست کسے بر نمےآید

کاش خدا دست هایش را بہ مـن قرض مےداد

تا کارـے می کردمـ براـے دلهایمان ...


نوشته شده در یکشنبه 95/8/23ساعت 1:22 صبح توسط beran نظرات ( ) |

آسمانش را تنگ در آغوش گرفته 

ابر،با پوستین سرد نمناکش

باغ بی برگی ،روز شب تنهاست

با سکوت پاک غمناک

ساز او باران ،سرودش  باد

جامعه اش شولای عریانی ست 

ور جزاینش جامعه ای باید

بافته پس شعله ی زر تاروپودش باد 

گو بروید ،یا نروید،هرچه در هرجا که خواهد یل نمی خواهد

باغبان و رهگذری

باغ نوعمیدی

چشم در راه بهاری نیست 

گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد

ور به رویش برگ لبخندی نمی روید

باغ بی برگی ،که می گوید که زیبا نیست ؟

داستان از میوهای سر به گردن سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید

باغ بی برگی

 

خنده اش خونی ست اشک آمیز

جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن 

پادشاه فصل ها: پاییز

 

شعر از مهدی اخوان ثالث 

 

پی نوشت:سلام تبسمکم کم  رسید لحظه موعود و پاییز در یک قدمی خونه ی دلها مونه و کم مونده در بزن گل تقدیم شماآفریندهنم آب افتاد

 

 

 

 

 


 

 



نوشته شده در چهارشنبه 95/6/31ساعت 3:53 عصر توسط beran نظرات ( ) |

خدایا!!

 

بفهمانم بی تو چه می شوم،اما نشانم نده....

 

 

 

مهربان!!

 

هم بفهمانم و هم نشانم بده با تو چه خواهم شد....

 

 

 


نوشته شده در پنج شنبه 95/6/25ساعت 11:42 عصر توسط beran نظرات ( ) |

 

آسمان هم که باشی 

بغلت خواهم کرد .....

فکر گسترده گی  واژه نباش....

همه در گوشه ی تنهایی من جا دارند ....

 

 

 


نوشته شده در دوشنبه 95/2/27ساعت 8:13 صبح توسط beran نظرات ( ) |

یادمان باشد به دل کوزه اب،که بدان سنگ شکست 

بستی از روی محبت بزنیم 

تا اگر آب در سینه پاکش ریزند آبرویش نرود

یادمان باشد فردا،حتما،نازل بکشیم

حق به شب بو بدهیم

و نخندیم دیگر به ترکها دل هر گلدان

و به انگشت نخی خواهیم بست ،تا فراموش نگردد فردا 

زندگی شیرین است

زندگی باید کرد 

و بدانیم که شبی،خواهم رفت 

و شبی هست که نباشد پس از آن فردایی

فروغ فرحزاد 


نوشته شده در پنج شنبه 95/2/16ساعت 3:15 عصر توسط beran نظرات ( ) |

   1   2      >

Design By : Pichak